هر چه می کنم رد طناب از گردن خیالم نمی پرد......
+ نوشته شده توسط ماه لی لی در سه شنبه 13 بهمن1388 و ساعت
23:45 |
دیگر چاره ای جز این نیست:
یا تو من می شوی
یا که من تو می شوم.....
+ نوشته شده توسط ماه لی لی در جمعه 2 بهمن1388 و ساعت
16:47 |
...
........
............
....................
..............................
تمام نقطه های عالم هم که باشد
ترا کم می آورم...
+ نوشته شده توسط ماه لی لی در یکشنبه 27 دی1388 و ساعت
5:11 |
و حالا دقیقا شکل قورباغه ای داریم که آمده ایم روی سنگ.............
...........................................
پ.ن:یعنی چه؟فریدن سه پسر داشت را بخوانید.
+ نوشته شده توسط ماه لی لی در یکشنبه 13 دی1388 و ساعت
8:20 |
گلوله گرم خیال ،نشسته رو شقیقه ها
صدای تیر بی هدف،مرگ همه دقیقه ها....
+ نوشته شده توسط ماه لی لی در دوشنبه 7 دی1388 و ساعت
14:46 |
آفتاب!
.
.
.
کاش هم زوزگی سگانه تمامی داشت....
.
.
.
.
و ماه در جای خودش بود...
.
.
.
.
لجم می گیرد از آنچه هست و نیست.....
+ نوشته شده توسط ماه لی لی در پنجشنبه 3 دی1388 و ساعت
11:50 |
ماییم و عبور برگریز دگری
بی برگی خویش را درنگی نظری..............................
+ نوشته شده توسط ماه لی لی در پنجشنبه 26 آذر1388 و ساعت
7:43 |
