تبليغاتX
زیر این آبی آرام بلند -
...تو هنوز در حسرت سایه سپیدار بلند و مشتی آب که بر خاطره ای نا سر انجام بپاشی و اینان ایستاده اند تا گلمشقهایشان را در خواب خدا حراج کنند..هیچ کس برای من حرفی نزده است !می دانی!..و می دانم خواب کدام زن فرودگاه فرانکفورت است که سایه هایم را عریان کرده است..دلم برای خودم ...برای تو..وبرای تمام آنان که امنیت را گم کرده اند می سوزد..دستهایم بوی ماهی گرفته است!!!
+ نوشته شده توسط ماه لی لی در دوشنبه 11 خرداد1388 و ساعت 9:0 |