اول آذر


این هم هفته آخر آبان...باز هم به آذر می رسیم تا در هجوم درد به پاسخی نرسیده از پرواز فروهرانه پروانه ها برسیم...چه خوابهای آشفته ای به بیخ گلویمان چسبیده است....

حق و نا حق...

 

بانوی بامدادی ام ضجه می زند:

عاشقانه ها بر دلم مانده اند....



دانش...

 

مشت میکنم خودم را تا همیشه دانش آموز باشم...

بد که نه بهتر از این نمیشود....

 

 کم آورده ام بی تو...

مدام منگنه می کنم خودم را به خاطرات موهای نکشیده ای که در نگاه گارم زنگیت..غرق غریق رویا می شد...